چطور با بچه ها همدل باشیم؟ کلید طلایی «پذیرش احساسات»
-
همراه
فرزندپروری

سری “به بچه ها گفتن، از بچهها شنیدن “
📚فصل ۱: به کودکان کمک کنیم احساساتشان را درک کنند
(قسمت ۱)
← مشاهده همه فصلها در صفحهی مادر مجموعه
مقدمه
امروز میخواهیم درباره یک مهارت حیاتی در فرزندپروری صحبت کنیم: همدلی. شاید فکر کنید همدلی یک کلمه ساده است، اما در واقع، سنگ بنای یک رابطه عمیق و سازنده با کودک شماست.
برای داشتن یک رابطه عالی، ما نیاز به ابزارهای درست داریم. یکی از بهترین آنها، کتاب فوقالعاده «به بچهها گفتن ، از بچهها شنیدن» نوشته آدل فابر و الین مازلیش است. این کتاب به ما یادآوری میکند که اولین و مهمترین کار ما، پذیرفتن تمام و کمال احساسات کودکانمان است.
شاید بگویید:
«باشه، اما وقتی بچهام وسط فروشگاه جیغ و داد راه میاندازه و خودشو میکوبه زمین، چطور میتونم این حرفهای قشنگ رو عملی کنم؟»
حق با شماست! هیچ پدر و مادری در لحظه عصبانیت و بحران، «ربات همدلی» نیست. اما خبر خوب این است: اینها تکنیکهای جادویی نیستند که یک شبه معجزه کنند. اینها تمرینهایی هستند که باید در زمانهای آرام شروع شوند و ذره ذره به یک عادت تبدیل شوند. مطمئن باشید، با گذشت زمان، این روشها واقعاً رابطه شما و فرزندتان را متحول خواهند کرد.
بخش اول: اصل کلیدی: احساسات بچهها را بپذیر!
اصلاً چرا باید احساسات کودک را بپذیریم؟
بچهها هم مثل ما بزرگترها، دنیایی از احساسات پیچیده دارند. وقتی ما احساسات آنها را نادیده میگیریم، مسخره میکنیم یا سرزنش میکنیم، مثل این است که به آنها بگوییم: «احساس تو اشتباه است!» این کار باعث سرکوب عاطفی، انباشته شدن خشم و مشکلات رفتاری میشود.
نویسندگان کتاب میگویند: به جای اینکه سریعاً نصیحت کنید، سرزنش کنید یا انکار کنید، فقط احساس کودک را بپذیرید. این پذیرش، به کودک آرامش میدهد و به او کمک میکند تا خودش مدیریت احساساتش را یاد بگیرد.
۴ قدم ساده برای شروع همدلی (تکنیکهای فابر و مازلیش):
* با تمام وجود گوش کن!: موبایل را کنار بگذارید، به چشمهایش نگاه کنید. بگذارید حس کند، حرفش چقدر برای شما مهم است.
* با واکنش کوتاه و دلگرم کننده تأیید کن! : با یک «آها…»، «هوم…» یا «میفهمم…» نشان دهید که حواستان جمع است.
* برای احساسش اسم بذار! : به او کمک کن تا حسش را بشناسد: «به نظر میرسه خیلی عصبانی هستی» یا «این اتفاق تو رو ناراحت کرده، درسته؟»
* آرزوشو برآورده کن! (توی خیال): وقتی کاری از دستت برنمیآید، توی دنیای خیال، خواستهاش را عملی کن. مثلاً: «وای! اگه من یک چوب جادویی داشتم، همین الان این اسباببازی شکسته رو برات مثل روز اولش میکردم!»
بخش دوم: «چرخه احساسات» را به کودک معرفی کنید
بچهها اغلب نمیدانند آنچه در درونشان میجوشد، یک «اسم» دارد. وقتی به آنها یاد میدهیم که احساساتشان را نام ببرند، در واقع یک نقشه و ابزار به دستشان میدهیم تا دنیای درونشان را درک و کنترل کنند.
۸ احساس پایه (مثل یک جعبه ابزار):
* شادی (Joy)
* اعتماد / اطمینان (Trust)
* ترس (Fear)
* شگفتی (Surprise)
* غم (Sadness)
* بیزاری (Disgust)
* خشم (Anger)
* انتظار / پیشبینی (Anticipation)
در مراحل بعدی، کودک خودش ترکیبهای پیچیدهتر (مثل غم و ترس = ناامیدی) را میفهمد. فعلاً نیاز نیست خیلی عمیق شوید.
چطور این چرخه را به فرزندمان آموزش دهیم؟
* از کارتها یا تصاویر ساده چهرههای شاد، غمگین، عصبانی و… استفاده کنید.
* از موقعیتهای روزمره کمک بگیرید: «بهنظرت وقتی اون پسر، تو رو هل داد، تو بیشتر ناراحت شدی یا عصبانی؟»
مثال عملی: چطور با حسادت فرزند بزرگتر کنار بیاییم؟
سناریو: شما نوزاد تازه متولد شده را در آغوش دارید. کودک بزرگتر میآید و با ناراحتی میگوید: «مامان، من دیگه این بچه رو دوست ندارم!»
❌ واکنش های اشتباه و آسیبزا را ببینید:
| نوع واکنش | واکنش والد | نیت والد | اثر روی کودک |
|---|---|---|---|
| انکار احساسات | «نه عزیزم، اینطوری نگو، تو اشتباه میکنی…» | محافظت و حفظ آرامش | کودک احساساتش را غلط یا غیرقابل قبول میداند و آنها را پنهان میکند. |
| پند و اندرز | «نباید اینطور فکر کنی، زندگی قشنگه…» | تشویق به مثبتنگری و آموزش شکرگزاری | کودک حس میکند حرفش بیارزش است و فاصله عاطفی ایجاد میشود. |
| فیلسوفانه | «زندگی پر از تغییره، باید یاد بگیری با شرایط کنار بیای…» | آماده کردن کودک برای تغییرات و جلوگیری از واکنش منفی | کودک حس میکند حرف مادر دور از احساس واقعی اوست و گیج میشود. |
| سؤال (گفتوگو نادرست) | «چرا مگه اون باهات کاری کرده؟» | جستجوی توضیح به شیوه بازجویی و تلاش برای منطقی کردن احساس | کودک حس میکند احساسش غلط است و ممکن است واکنش واقعیاش را سانسور کند. |
| دفع کردن احساسات | «این چه حرفیه؟ بیا با هم بستنی بخوریم.» | کاهش ناراحتی فوری و منحرف کردن توجه | کودک یاد میگیرد احساسات ناخوشایند جایی ندارند و ممکن است خشم یا گناه پنهان شود. |
| اظهار تأسف | «اوه خیلی ناراحت شدم که اینطور فکر میکنی…» | ابراز همدردی سطحی و کاهش تنش فوری | کودک حس میکند احساسش باعث ناراحتی مادر شده و ممکن است احساساتش را سانسور کند. |
| تحلیل پیچیده | «شاید حسادت باعث شده که اینطور فکر کنی…» | تحلیل روانشناسانه و تفسیر احساسات کودک | کودک گیج میشود و نمیتواند احساس واقعی خود را تشخیص دهد. |
✅ واکنش های درست را ببینید :
| عنوان واکنش | واکنش والد | نیت والد | اثر روی کودک |
|---|---|---|---|
| همدردی واقعی | «میدونم این روزها برات آسون نیست…» | پذیرش کامل و همدلی بدون قضاوت | کودک احساس امنیت، پذیرش و اعتماد میکند؛ اضطراب و شرم کاهش مییابد. |
| سؤال (گفتوگو درست) | «سخته وقتی همهی حواسها به یک نفر دیگه جمع شده، نه؟ میخوای برام بگی چی اذیتت کرده؟» | پذیرش احساسات و ایجاد فضای امن برای گفتگو | کودک حس امنیت و فهمیده شدن دارد و آماده گفتوگوست. |
انکار احساسات
واکنش والد: «نه عزیزم، اینطوری نگو، تو اشتباه میکنی…»
نیت والد: محافظت و حفظ آرامش
اثر روی کودک: کودک احساساتش را غلط یا غیرقابل قبول میداند و آنها را پنهان میکند.
پند و اندرز
واکنش والد: «نباید اینطور فکر کنی، زندگی قشنگه…»
نیت والد: تشویق به مثبتنگری و آموزش شکرگزاری
اثر روی کودک: کودک حس میکند حرفش بیارزش است و فاصله عاطفی ایجاد میشود.
فیلسوفانه
واکنش والد: «زندگی پر از تغییره، باید یاد بگیری با شرایط کنار بیای…»
نیت والد: آماده کردن کودک برای تغییرات و جلوگیری از واکنش منفی
اثر روی کودک: کودک حس میکند حرف مادر دور از احساس واقعی اوست و گیج میشود.
سؤال گفتوگو نادرست
واکنش والد: «چرا مگه اون باهات کاری کرده؟»
نیت والد: جستجوی توضیح و تلاش برای منطقی کردن احساس
اثر روی کودک: کودک حس میکند احساسش غلط است و ممکن است واکنش واقعیاش را سانسور کند.
دفع کردن احساس
واکنش والد: «این چه حرفیه؟ بیا با هم بستنی بخوریم.»
نیت والد: کاهش ناراحتی فوری و منحرف کردن توجه
اثر روی کودک: کودک یاد میگیرد احساسات ناخوشایند جایی ندارند و ممکن است خشم یا گناه پنهان شود.
اظهار تأسف
واکنش والد: «اوه چقدر بده که اینطور فکر میکنی…»
نیت والد: ابراز همدردی سطحی و کاهش تنش فوری
اثر روی کودک: کودک حس میکند احساسش باعث ناراحتی مادر شده و ممکن است احساساتش را سانسور کند.
تحلیل پیچیده
واکنش والد: «شاید حسادت باعث شده که اینطور فکر کنی…»
نیت والد: تحلیل روانشناسانه و تفسیر احساسات کودک
اثر روی کودک: کودک گیج میشود و نمیتواند احساس واقعی خود را تشخیص دهد.
✅واکنش های درست را ببینید:
همدردی واقعی
واکنش والد: «میدونم این روزها برات آسون نیست…»
نیت والد: پذیرش کامل و همدلی بدون قضاوت
اثر روی کودک: کودک احساس امنیت، پذیرش و اعتماد میکند؛ اضطراب و شرم کاهش مییابد.
سؤال گفتوگو درست
واکنش والد: «سخته وقتی همهی حواسها به یک نفر دیگه جمع شده، نه؟ میخوای برام بگی چی اذیتت کرده؟»
نیت والد: پذیرش احساسات و ایجاد فضای امن برای گفتگو
اثر روی کودک: کودک حس امنیت و فهمیده شدن دارد و آماده گفتوگوست.
✅ مراحل درست برخورد (به ترتیب):
* سراپا گوش شوید و آرامش خود را حفظ کنید.
* به او اجازه دهید حرفش را کامل بزند.
* احساسش را نام بگذارید و تأیید کنید: «سخته وقتی همهی حواسها به یک نفر دیگه جمع شده، نه؟ به نظر میاد خیلی احساس تنهایی میکنی…» یا «به نظر میاد از دست ما ناراحتی که وقت کمتری برات داریم. درست میگم؟»
* فضای امن برای گفتگو ایجاد کنید: «میخوای برام بگی چی اذیتت کرده؟»
اجرای این مراحل شاید در نگاه اول ساده به نظر برسد، اما تأثیر آن در عمق رابطهی والد و کودک چشمگیر است. هر بار که احساس او را میپذیرید، دیواری فرو میریزد و پلی از اعتماد ساخته میشود.
نتیجهگیری: والدین قاضی نیستند، همراهند!
این رویکرد، در درازمدت، یک انقلاب واقعی در ارتباط شماست. به جای اینکه نقش قاضی، معلم یا نصیحتگر را بازی کنید، باید نقش یک همراه و همدل را بپذیرید.
با پذیرش احساسات کودک:
* مهارت «خودآگاهی عاطفی» را به آنها میآموزیم.
* احترام به خودشان را در آنها تقویت میکنیم.
* دریچهای برای بیان صادقانه احساسات باز میکنیم.
* امنیت هیجانی ایجاد میکنیم که پایه دلبستگی ایمن است.
با تمرین همین چهار مهارت سادهی کتاب فابر و مازلیش، ارتباط با فرزندتان آرامتر، عمیقتر و سازندهتر میشود. همین امروز شروع کنید تا تأثیر شگفتانگیز آن را در رفتار و روحیه فرزندتان ببینید.
آنچه خواندید، بخشی از فصل اول کتاب «به بچهها گفتن، از بچهها شنیدن» بود؛ جایی که فابر و مازلیش، پذیرش احساسات را بهعنوان نخستین گام در ارتباط همدلانه معرفی میکنند.
این فقط آغاز مسیر است. در فصلهای بعدی کتاب (و مقالههای آیندهی ما در اَمیاَیا)، با مهارتهای بعدی آشنا میشویم؛ مهارتهایی که به شما کمک میکنند گفتوگوهای واقعی، صادقانه و آرامشبخشتری با فرزندتان بسازید
فصل بعدی (قسمت 2):
«استفاده از همیاری»
→ 7 راهکار واقعی برای جلب همکاری کودک + مثال از زندگی روزمره
مشاهده همه فصلها
دعوت به مشارکت (فکر کنید و برای ما بنویسید!)
وقتی من خودم با این روش آشنا شدم، دنیای عجیبی به رویم باز شد؛ چون فهمیدم خودم هم قبلاً از بعضی احساساتم فرار میکردم.
آیا شما این روش را با کودکان خود به کار گرفتهاید؟
چند بار با شکست مواجه شدید و چند بار موفق شدید؟
تجربههایتان را در قسمت نظرات برای ما بنویسید.
منبع: «به بچه ها گفتن ، از بچه ها شنیدن» نوشته ادل فابر و ایلین مازلیش ترجمه فاطمه عباسی فر ،انتشارات نشر دایره
منبع الهام چرخه احساسات: چرخه احساسات رابرت پلاچیک (Plutchik’s Wheel of Emotions)
توجه:
این مقاله خلاصه و تفسیر شخصی از کتاب است و جایگزین کتاب اصلی نیست.
برای مطالعه کامل، کتاب را از نشر دایره تهیه کنید.