محله اَمی اَیا
خلق فضایی گرم و پر از همدلی; جایی که مادران و کودکان با هم رشد می کنند.
محله مجازی اَمیاَیا، پناهگاهی امن برای مادران و کودکان شاد
مقدمه: از معماری تا مادری؛ سفری پر از چالش و همدلی
سلام به همه مادران عزیز!
من یک معمار و یک مادر هستم؛ دو نقشی که هر کدام تجربههای عمیقی به زندگی من بخشیده اند. مادری برای من سفری شد پر از چالشهایی که نه در هیچ کتابی نوشته شده بود و نه مادران دیگر به زبان میآوردند؛ چالشهایی که اغلب در سکوت و سانسور پنهان میمانند.
در این مسیر با احساسهایی روبهرو شدم که کمتر شنیده یا گفته میشود:
_ خشم، وقتی کنترل اوضاع از دستم خارج میشد.
_ عذاب وجدان، وقتی فکر میکردم مادر کافی نیستم.
_ درماندگی، وقتی پاسخی برای گریهها یا لجبازیهای کودک پیدا نمیکردم.
_ حس سنگینی، مثل باری که هر روز سنگینتر میشود و مرا تا مرز فرو رفتن در زمین می کشاند.
در ابتدا، طبیعیترین واکنش من انکار و سرکوب بود. اما سرکوب کردن این احساسها مرا خستهتر میکرد. تنها چیزی که آرامم میساخت گفتوگو با مادران دیگر بود. وقتی میشنیدم کسی میگوید: «من هم همین مشکل را دارم»، انگار بار سنگینی از دوشم برداشته میشد.
یادم هست دوستی روزی با خنده گفت:
«چالشهای فرزندپروری مثل قانون پایستگی انرژی اند، هیچوقت تمام نمیشوند، فقط از شکلی به شکلی دیگر درمی آیند.»
این جمله برایم مثل جرقهای بود. فهمیدم قرار نیست مشکلات تمام شوند، اما میشود آنها را در کنار هم سبکتر کرد.
نیاز مادران به فضایی امن و صمیمی
بهعنوان یک مادر، همیشه نیاز داشتم جایی باشد تا بتوانم بدون ترس از قضاوت از خستگیها، نگرانیها و حتی لحظههای خشم و ضعف حرف بزنم.
بهعنوان یک معمار، شیفتهی مفهوم فضای همسایگی بودهام. در معماری سنتی ما، محلهها فقط مجموعهای از خانهها نبودند؛ آنها فضایی برای دیدار، گفتگو، کمک و بزرگ کردن بچهها کنار هم بودند. کوچهها، حیاطها و نیمکتها جایی برای ارتباط و همدلی میساختند.
امروز اما ما و فرزندانمان بیش از هر زمان دیگری در چهاردیواری آپارتمانها و قاب موبایلها محدود شدهایم. حس زندهی محله و همسایگی کمرنگ شده است.
آیا شما هم گاهی آرزو کردهاید جایی باشد که:
_ بتوانید بدون قضاوت، دربارهی چالشهای واقعی مادرانگی صحبت کنید؟
_ کسی در کنارتان بگوید: «من هم همین تجربه را داشتهام» و احساس کنید تنها نیستید؟
_ بچهها در کنار مادرانی آرامتر، شادتر و اجتماعیتر رشد کنند؟
راهحل: محله مجازی اَمیاَیا
از ترکیب این دو نگاه،مادری و معماری،ایدهی محله مجازی اَمیاَیا شکل گرفت. اینجا میخواهیم دوباره یک فضای همسایگی بسازیم؛ این بار در دنیای مجازی.
در محله مجازی اَمیاَیا:
_ جایی برای گفتوگو، تبادل تجربه و همدلی مادران وجود دارد.
_ جامعهای کوچک و صمیمی شکل میگیرد که همدلی جای قضاوت را میگیرد.
_ بار مشکلات مادری سبکتر میشود و ما به همراه کودکانمان شادتر رشد میکنیم.
دعوت به مشارکت: با هم محلهای تازه بسازیم
محلهی مجازی اَمیاَیا با یک گفتوگوی ساده آغاز میشود. گفتوگویی که میتواند سرآغاز دوستیها، پشتیبانیها و ساختن دنیایی بهتر برای مادران و کودکان باشد.
پیام پایانی
مادری به من نشان داد جهانی پر از احساسات و چالشها وجود دارد،جهانی که هیچ نقشهی آماده ای برایش کشیده نشده است. حالا همراه با شما میخواهم در اَمیاَیا محلهای تازه بنا کنم—محلهای از همدلی، برای مادران و کودکان شادتر.
با مهر، یک مادر که روزی فقط یک معمار بود، اما حالا با شما در اَمیاَیا محلهای از همدلی میسازد.
پناهگاه امن مادران همراه شماست. برای خواندن مقالهها و دستهبندیها اینجا کلیک کنید.
برای پیوستن به انجمن گفت و گوی مادران با یک کلیک همراه ما شوید.
همراه شما هستیم تا رسیدن به آرامش و پذیرش و ساحل امن همدلی ها